نداند آنکه درآورد دوستان از پای (66)
-
اندازه متن
+
نداند آنکه درآورد دوستان از پای
که بیخلاف بجنبند دشمنان از جای
نداند آنکه درآورد دوستان از پای
که بیخلاف بجنبند دشمنان از جای
در طالع من نیست که نزدیک تو باشم میگویمت از دور دعا گر برسانند
یکی از مُتَعَبِّدان در بیشه زندگانی کردی و برگِ درختان خوردی. پادشاهی به حکمِ زیارت به نزدیک وی رفت و…

