کوتهنظران را نبود جز غم خویش (47)
-
اندازه متن
+
کوتهنظران را نبود جز غم خویش
صاحبنظران را غم بیگانه و خویش
کوتهنظران را نبود جز غم خویش
صاحبنظران را غم بیگانه و خویش
تنی چند از روندگان متّفقِ سیاحت بودند و شریکِ رنج و راحت. خواستم تا مُرافقت کنم، موافقت نکردند. گفتم: این…
هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده، مگر وقتی که پایم برهنه مانده…

