یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و تُرش (1219)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۱۲
-
اندازه متن
+
یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و تُرش
چون لحد و گور مغان تنگ و دل افشار و ترش
یار چو آیینه بود، دوست چو لوزینه بود
ساعت یاری نبود خایف و فرّار و تُرش
هر کی بود عاشق خود پنج نشان دارد بد
سخت دل و سست قدم کاهل و بیکار و ترش
ور چشمش بیش بود هم تُرشی بیش کند
دان مثل بیشی او سرکهٔ بسیار ترش
بس کن شرح ترشان، این قدری بهر نشان
کی طلبد در دل و جان طبع شکربار ترش؟!
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
زنها مشو غره به بیباکی باز (949)
زنها مشو غره به بیباکی باز زیرا که پری دارد از دولت باز
مرغی تو ولیک…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
