از چهرهی طبیعت افسونکار
از چهرهی طبیعت افسونکار
بر بستهام دو چشم پر از غم را
تا ننگرد نگاه تب آلودم
این جلوههای حسرت و ماتم را
پاییز ، ای مسافر خاک آلوده
در دامنت چه چیز نهان داری
جز برگهای مرده و خشکیده
دیگر چه ثروتی به جهان داری ؟
جز غم چه می دهد به دل شاعر
سنگین غروب تیره و خاموشت ؟
جز سردی و ملال چه می بخشد
بر جان دردمند من آغوشت ؟
در دامن سکوت غم افزایت
اندوه خفته می دهد آزارم
آن آرزوی گمشده می رقصد
در پرده های مبهم پندارم
پاییز ، ای سرود خیال انگیز
پاییز ، ای ترانهی محنت بار
پاییز ، ای تبسّم افسرده
بر چهرهی طبیعت افسونکار
در تمام طول تاریکی
در تمام طول تاریکی سیرسیرکها فریاد زدند : ( ماه ، ای ماه بزرگ ... ) در تمام طول تاریکی…
"از چهرهی طبیعت افسونکار" یا "پاییز" ؟
نام اصلی این اثر "پاییز" است اما در میان مردم به "از چهرهی طبیعت افسونکار" نیز شهرت دارد.
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
فروغ فرخزاد 
