آمد رسن گاو نرش بر سر دوش
-
اندازه متن
+
آمد رسن گاو نرش بر سر دوش
با من بپرد گاو و استاد خموش
از من همه پی ز پی تقلا که نراست
از وی همه دم به دم تمنا که بدوش
آمد رسن گاو نرش بر سر دوش
با من بپرد گاو و استاد خموش
از من همه پی ز پی تقلا که نراست
از وی همه دم به دم تمنا که بدوش
چون باد در آمد و ندانم چون شد با آتشم آمیخت مرا در خون شد
طوفان…
ماه میتابد، رود است آرام، بر سر شاخة «اوجا»، «تیرنگ» دم بیاویخته، در خواب فرورفته، ولی در «آیش» کار شب…

