من دوش فراق را جفا میگفتم (1335)
-
اندازه متن
+
من دوش فراق را جفا میگفتم
با دهر فراق پیش میآشفتم
خود را دیدم که با خیالت جفتم
با جفت خیال تو برفتم خفتم
من دوش فراق را جفا میگفتم
با دهر فراق پیش میآشفتم
خود را دیدم که با خیالت جفتم
با جفت خیال تو برفتم خفتم
جانی که حریف بود بیگانه شده است عقلی که طبیب بود دیوانه شده است
میران همه…

