آکادمی پلیکان

ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم (1642)

- اندازه متن +

ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
گوش خود بر دم شش تای طرب بنهادیم

دل رنجور به طنبور نوایی دارد
دل صدپاره خود را به نوایش دادیم

به خرابات بدستیم از آن رو مستیم
کوی دیگر نشناسیم در این کو زادیم

ساقیا زین همه بگذر بده آن جام شراب
همه را جمله یکی کن که در این افرادیم

همه را غرق کن و بازرهان زین اعداد
مزه‌ای بخش که ما بی‌مزه اعدادیم

دل ما یافت از این باده عجایب بویی
لاجرم از دم این باده لطیف اورادیم

از برون خسته یاریم و درون رسته یار
لاجرم مست و طربناک و قوی بنیادیم

همه مستیم و خرابیم و فنای ره دوست
در خرابات فنا عاقله ایجادیم

هله خاموش بیارام عروسی داریم
هله گردک بنشینیم که ما دامادیم

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مکاتب ادبی و هنری غرب

46 ثانیه
:
28 دقیقه
:
22 ساعت
:
14 روز
نگاهی به تاریخ تفکر، هنر و ادبیات در غرب
پشتیبانی
×