ای کمتر مهمانیت آب گرمی (1752)
-
اندازه متن
+
ای کمتر مهمانیت آب گرمی
کز لذت آن مست شود بیشرمی
ای خالق گردون به خودم مهمان کن
گردون به کجا برد به آب گرمی
ای کمتر مهمانیت آب گرمی
کز لذت آن مست شود بیشرمی
ای خالق گردون به خودم مهمان کن
گردون به کجا برد به آب گرمی
ای سر سبب اندر سبب اندر سببی وی تن عجب اندر عجب اندر عجبی
ای دل…
اِی یوسفِ خوشنام ما، خوش میروی بر بامِ ما ای دَرشکسته جامِ ما، ای بردَریده دامِ ما

