آکادمی پلیکان

با شب گفتم گر بمهت ایمانست (230)

- اندازه متن +

با شب گفتم گر بمهت ایمانست
این زود گذشتن تو از نقصانست

شب روی به من کرد و چنین عذری گفت
ما را چه گنه چو عشق بی‌پایانست

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×