آکادمی پلیکان

تا شب میگو که روز ما را شب نیست (231)

- اندازه متن +

تا شب میگو که روز ما را شب نیست
در مذهب عشق و عشق را مذهب نیست

عشق آن بحریست کش کران ولب نیست
بس غرقه شوند و ناله و یارب نیست

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×