دل را بدهم پند که عمدا نرود (698)
-
اندازه متن
+
دل را بدهم پند که عمدا نرود
پیش بت شنگ من از آنجا نرود
لب میگزد آن بت که کجا افتادی
او کیست که باشد که رود یا نرود
دل را بدهم پند که عمدا نرود
پیش بت شنگ من از آنجا نرود
لب میگزد آن بت که کجا افتادی
او کیست که باشد که رود یا نرود
من میگویم که گشت بیگاه ایماه میگوید ماه ناگهانی بیگاه
ماهی که ز خورشید اگر برگردد…
ای بیخبر از مغز شده غره بپوست هشدار که در میان جان داری دوست
حس مغز…

