آکادمی پلیکان

فقر را در خواب دیدم دوش من (2015)

- اندازه متن +

فقر را در خواب دیدم دوش من
گشتم از خوبی او بی‌هوش من

از جمال و از کمال لطف فقر
تا سحرگه بوده‌ام مدهوش من

فقر را دیدم مثال کان لعل
تا ز رنگش گشتم اطلس پوش من

بس شنیدم های و هوی عاشقان
بس شنیدم بانگ نوشانوش من

حلقه‌ای دیدم همه سرمست فقر
حلقه او دیدم اندر گوش من

بس بدیدم نقش‌ها در نور فقر
بس بدیدم نقش جان در روش من

از میان جان ما صد جوش خاست
چون بدیدم بحر را در جوش من

صد هزاران نعره می‌زد آسمان
ای غلام همچنان چاووش من

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×