آکادمی پلیکان

گفتی گشتم ملول و سودام گرفت (394)

- اندازه متن +

گفتی گشتم ملول و سودام گرفت
تا شد دل از این کار و از این جام گرفت

ترسم بروی جامه دران بازآئی
کان گرگ درنده باز تنهام گرفت

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×