آکادمی پلیکان

چشمان خمار و روی رخشان داری (1829)

- اندازه متن +

چشمان خمار و روی رخشان داری
کان گوهر و لعل بدخشان داری

گیرم که چو غنچه خنده پنهان داری
گل را ز جمال خود تو خندان داری

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×